كد مطلب: 29035
29 آذر 1395 ساعت 12:45

در نشست موانع اقتصاد هنر مطرح شد:

فروش عناصر و موتیف‌های ملی و آیینی در حراج رقت‌بار اگزوتیك

آخرین جلسه از نشست سه‌گانه موانع اقتصاد هنر، با حضور احمدرضا دالوند عصر روز یك‌شنبه 28 آذرماه در سالن امیرحسین فردی حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، در سومین و آخرین جلسه از نشست سه گانه موانع اقتصاد هنر، دالوند، طراح گرافیك و نویسنده و منتقد هنر، با مروری بر مباحث دو جلسه گذشته به موضوع شیوه های فروش آثار هنری در گالری های داخل و خارج از كشور پرداخت و بار دیگر ضمن تشریح چرخه اقتصاد هنر، به عوامل موثر در این چرخه اشاره كرد.

دالوند در تعریفی از هنر اگزوتیك گفت: اگزوتیك در اصل به معنی غریب و جذاب و شگفت انگیز است. اگزوتیك به خودی خود می تواند خوب باشد و هم بد. به عنوان مثال آثار فرشچیان هنر اگزوتیك هستند كه بیشتر به گونه های تاریخی و قدیمی اگزوتیك شباهت دارند. در حالی كه استفاده از موتیف های هنر ملی، مانند خوش‌نویسی، یا تصویر دلبركان برگرفته از نگارگری در قالب نقاشی به قصد جلب توجه،  استفاده از چادر، در نمایشگاه های خارجی به خصوص كشورهای حاشیه خلیج فارس، به قصد استهزای حجاب زن ایرانی، و دیگر عناصر فرهنگی و دینی كه تنها به قصد تحقیر و سرزنش مورد استفاده قرار بگیرند، اگزوتیك از نوع بد آن را نمایش می دهد.  یعنی اگر یك كارشناس اروپایی از اثر یك هنرمند ایرانی تعریف كرد، هنرمند ایرانی ذوق زده شود و به خودش ببالد. گویی با تعریف انسان غربی، اصطلاحا هنرمند ایرانی، تایید و تثبیت و مقبول افتاده است. موج تحقیرآمیز این قبیل تاییدیه ها بلافاصله در گالری ها و كلكسیونرهای وطنی به راه می افتد و  نرخ هنرمند بالاتر می رود. در نتیجه به قول معروف نام آن هنرمند روی زبان ها می افتد. زاویه دید اینان، غالبا به طور ناخودآگاه بر شاقول سلیقه غرب ازهنر تنظیم شده است. 

دامنه شمول اگزوتیسم

دامنه شمول اگزوتیك بسیار گسترده است. تاجایی كه به ادویه ناشناخته ای كه از هند می آمد، تا پرندگانی مانند طاووس یا طوطی، برخی آرایش های خیلی غلیظ و غیر معمول زنانه، یا برخی آرایه های معماری و دكوراسیون نیز اطلاق می شود. یكی از مظاهر خزنده اگزوتیسم، كه در جامعه خودمان شاهد هستیم، به نام گذاری بر روی كودكان توسط برخی از والدین مربوط می‌شود.

در جامعه ما، از دیرباز اغلب اسامی فرزندان را بر دو مبنا انتخاب می كرده اند: یا اسامی فرزندان را از منابع مربوط به دین ا برمی گزیدند، مانند: محمد، علی، فاطمه، حسین، زهرا، مرتضی، عباس، كاظم، و...  یا اینكه اسامی را از منابع ملی و ایرانی انتخاب می كردند، مثل: كوهیار، اسفندیار، منوچهر، سهراب، و ...
اما سر و كله تفكر اگزوتیك به چنین امری نیز كشیده شده است و بر اثر آن اسامی دیگری كه هیچ سنخیتی با فرهنگ و آیین ما ندارد، درحال شیوع است.

اگزوتیك و نقاط جذاب فروش center of  Attraction

این منتقد هنر، از جمله نقاط جذاب فروش آثار را استفاده از موتیف های جذاب نقاشی ایرانی دانست و گفت: استفاده از عناصر و موتیف ها كه به صورت انتخاب شده و صرفا با قصد جذابیت اثر برای تاثیرگذاری بر مخاطب خاص و بعضا غیر ایرانی است، در مدت هاست كه در حال انجام است. استفاده از این شیوه به قیمت تخریب ارزش های فرهنگی و هنری كشور و تنها به قصد دیده شدن هنرمندی خواهد بود كه می خواهد از این طریق به شهرت و ثروت دست یابد. این اقدام كاسب كارانه البته با توجه به نقاط جذاب فروش در آثار هنری صورت می گیرد و تنها نیت تولید آن، دیده شده اثر در بازار مكاره ای است كه مشتریانش تصویر نازیبایی از ایران معاصر را در این آثار مشاهده می كنند و صرفا عناصر هنر ایرانی به عنوان پس زمینه ای برای معرفی آن فرهنگ است.

فمینیسم اسلامی؛ از جمله نقاط جذاب فروش

دالوند در بخش دیگری از توضیحاتش از فمنیسم اسلامی به عنوان یكی دیگر از نقاط جذاب فروش یاد كرد و درباره چگونگی استفاده سوء از شرایط اجتماعی زنان در ایران و بازتاب غیرواقعی از هویت زن ایرانی در آثار ایشان پرداخت. این بخش از توضیحات دالوند نیز كه پخش تصاویری از آثار عرضه شده در گالری های كشورهای عربی و اروپایی و بعضی از گالری های داخلی همراه بود.

تنهایی، تم عمده اكشن ها و بینال های دنیا و غرب

دالوند با اشاره به مفهوم تنهایی ، گفت: در حراج های بین المللی مانند «ساچی»، «كریستیز»، «ساتبی» و در خیلی از بی ینال های مهم  مثل  بی ینا ل ونیز، محتوای اغلب آثار مهم هنرمندان غربی  مربوط  به  «تنهایی انسان» در شرایط  امروز  اروپا و آمریكا است. این  محتوای حا كم در كانسپت ( مفهوم ) هنر در جوامع غربی است؛ اما به محض انتقا ل  چنین كا نسپتی به ایران،  تبدیل  به مضمون  ده ها نما یشگاه می شود.  نمایشگاه هایی كه در كارت یا بروشور شان متن  كوتاهی  (استیمنت)  نیز درج می شود  كه برش مبهمی  از یك ترجمه ادبی و غیره را نیز با خود دارد كه به  نوعی  معنای تنهایی  را منتقل كند. این رویكرد اكنون  به ژست  آرتیستیك  تبدیل  شده است و متاسفانه این جذابیت های  كاذب بر روی جوا نان خیلی  اثر گذار است. متاسفانه برخی رسانه ها به این بعد از جریان برگزاری گالری ها و بینال ها توجهی ندارند و بدون درك این موضوع كه چرا این مفهوم غربی كه ریشه در شرایط  نابسامان فلسفی و اعتقادی غرب دارد، چطور باید با رشدی تصاعدی وارد گالری ها و آثار ما بشود؟ این در حالی است كه بسیاری از هنرمندان ما متاثر از پیشینه تاریخی، تمدنی و آیینی كه داریم، مشتاقند تا شكوفایی و امید را در آثارشان بازتاب دهند. این گونه نمایش تنهایی صرفا برای خوش آمد مخاطبان خارجی و گالری دارها و كلكسیونرها تولید می شود. اینكه یك هنرمند تمام آرزو و نقطه اوج پیشرفتش را در این ببیند كه مثلا یك فرد خارجی از اثرش تعریف كند، آن هم به هر قیمتی كه شده، جای تاسف دارد. دالوند نمایش انسان های له شده و مچاله شده كه نشانگر نفوذ كانسپت تنهایی از آثار غربی در هنر ایران است را روش دیگری برای ایجاد نقاط جذاب فروش برای صاحبان این آثار و گالری داران سودجو دانست.

وضعیت هنرمندان غیر وابسته در برابر جریان حراج آثار اگزوتیك

این كارشناس آثار هنری با انتقاد از برخی مجموعه داران و گالری داران گفت: در حال حاظر برخی از گالری ها و جریانات  هنری مستعمره‌های فكری غرب هستند و به صورت گسترده عناصر و موتیف های ملی و آیینی را در حراج رقت بار اگزوتیك می‌فروشند و طرز رفتار غربی با هنر را وارد می‌كنند و در نتیجه هنرمند غیروابسته به این جریان را به محاق می برند؛ چرا كه هنرمند مستقل هیچ پناهی در مقابله با این شیوع رقت بار اگزوتیك خود فروخته ندارد.

شناخت عمیق هنرمند از جامعه و مردم خود، راهی برای خروج از دام اگزوتیسم

دالوند در پایان سخنان خود راه حل پیشنهادی برای برون رفت از هنر اگزوتیك را اینگونه عنوان كرد: در حال حاضر ما بایستی به خودمان بیاییم وبیش از این غفلت نكنیم. نباید از عناصر و داشته های تاریخی مان به نفع خوش آمد دیگران استفاده كنیم. هنرمند باید بازتابی از واقعیت های فرهنگی، تاریخی و تمدن كشور خود باشد و در ارائه آثار هنری اش باعث بالندگی ایران و ایرانی شود. رقیبی در كارنیست و ما خودمان باید بجنبیم. هنر فقط با شعور و وجدان سیقل پیدا می كند. سیاست و خواسته امپریالیسم هنر اگزوتیك و تحقیر ارزش ها و فرهنگ ها را می خواهد و متاسفانه برخی گالری دارها در این شرایط نقش خطرناكی را در زوال هنر حقیقی ایران ایفا می كنند.

یكی از راه ها ی برون رفت از شیوع اگزوتیسم درهنر این است كه هنرمند شرایط  فرهنگی مردم و اجتماع خود را درست بشناسد. هنرمندان برتر همیشه كسانی بوده و هستند كه كشور خودشان را با تمام زیر و بم آن درك و بیان كرده‌اند. وقتی در این تبادلات قرار می‌گیریم دنیا به ما به عنوان یك كشور دمكراتیك نگاه می‌كند، به عنوان كشوری كه اگر آدم ها‌یشان دچار مساله می‌شوند، هنرمندانش آزاد هستند تا مسائلشان را طرح كنند. هیچ تبلیغی در دنیا برای ما بهتر از این نیست و به هیچ شكل دیگری بهتر از این نمی‌توانیم خودمان را در دنیا و هنر نو مطرح كنیم.

شكوفایی هنر اصیل ایرانی در گرو تعامل مدیران ارشد و جامعه هنری

از دیگر راه كارهای ارائه شده از سوی احمدرضا دالوند برای رسیدن هنر ایرانی به جایگاه واقعی خود، تعامل میان هنرمندان و مدیران ارشد كشور در جهت حمایت از هنر اصیل و برآمده از خودآگاهی هنرمندان ذكر شد. او دراین باره گفت: ما در ایران، از سویی نتوانستیم صنعتی شدن را مثل نمونه ژاپن،  كره جنوبی و چین تجربه كنیم، از طرفی هم سپهر نوین ارتباطات و سرعت علم و تكنولوژی، آثارخود را در شتابی بی بازگشت، خودنمایی می كند و ما را در نوعی ارتباط قرار می‌دهد كه اگر بخواهیم با مسائلی كه امروز برای بشر وجود دارد مرتبط شویم، باید چندین برابر هنرمند اروپایی و ژاپنی و آمریكایی كار كنیم. كاری كه فقط در تعامل سیستماتیك با مدیران ارشد كشور ممكن به نظر می رسد.

مدیریت كلان فرهنگی در جوامعی مانند ژاپن،  كره جنوبی و چین، هنرمندان معاصرشان را هم  در درون فرهنگ خودی  و هم در مناسبات بین الملل مطرح ساخته اند. و ما در این زمانه پرخطر، روزگار به غفلت می گذرانیم. آنقدر در این سالها غافل بوده ایم كه امروزه روز ناچاریم از شیوع اگزوتیسم مكارانه و از دست رفتن فرصت های تاریخی سخن به میان آوریم.

نشست سه گانه موانع اقتصاد هنر با حضور اهالی رسانه و علاقه مندان به موضوع اقتصاد هنر، با حضور احمدرضا دالوند، طی سه هفته متوالی در روزهای یكشنبه (28، 21 و 14 آذرماه) به همت مركز هنرهای تجسمی حوزه هنری در سالن امیرحسین فردی این مركز برگزار شد.


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر: