پایگاه خبری تحلیلی حوزه هنری
22 دی 1395 ساعت 10:53
چاپ

پارسی‌نژاد در گفت‌وگو با پایگاه خبری حوزه هنری:

نویسندگان انقلاب نگاه جامعه‌شناختی نداشته‌اند/ نمی‌توان ادبیات انقلاب و دفاع مقدس را یكی دانست

یك نویسنده و پژوهشگر گفت: نویسندگان كشورمان به شكل عمیق، مباحث فلسفی، جامعه شناسی، روان‌شناسی و حتی تاریخ را مطالعه نكرده‌اند. وقتی به علوم انسانی اشراف نداشته باشیم، در داستان‌هایمان هم نمی‌توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم.

كامران پارسی‌نژاد، نویسنده و پژوهشگر، در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری با بیان اینكه انقلاب‌ها در جهان، ادبیات مختص به خود را دارند، اظهار كرد: ادبیات انقلاب اسلامی ایران، زیرگروه ادبیات انقلاب در جهان قرار می‌گیرد. ادبیات انقلاب در تمام كشورهای جهان وجود دارد و نمونه‌های بارزی در این زمینه تولید شده است.

وی ادامه داد: ادبیات انقلاب اسلامی مانند ادبیات دفاع مقدس، ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ چرا كه از فرهنگ و باور و هنجارهای اجتماعی كشورمان برگرفته شده است. این فرهنگ‌ها و باورها باعث می‌شود كه گونه ادبیات انقلاب اسلامی با ادبیات انقلاب در جهان متفاوت باشد.

پارسی‌نژاد همچنین اظهار داشت: مسئله دیگری كه مطرح است، این است كه ادبیات انقلاب ایران باید در بر گیرنده جوانب مختلف این موضوع باشد. نویسندگان كشورمان، اغلب تصور می‌كنند كه نوشتن از انقلاب، تنها اشاره به رویدادهای منجر به پیروزی انقلاب اسلامی است. در صورتی كه این طور نیست و می‌توانیم وسعت بیشتری را برای آن در نظر بگیریم. می‌توانیم نگاهی به رویدادها و حوادثی كه در رژیم‌ها و حكومت‌های گذشته به وقوع پیوسته داشته باشیم و زمینه‌های پیدایش ادبیات انقلاب اسلامی از گذشته را بررسی كنیم.

این نویسنده ادبیات انقلاب و دفاع مقدس خاطرنشان كرد: تاثیرگذاری جریان انقلاب اسلامی بر قشرهای مختلف جامعه و تحول فرهنگی و بنیادینی كه در كشورمان شكل گرفته، از نكاتی است كه می‌توان مورد توجه قرار داد. در این زمینه، داستانی نداریم كه به تحول بزرگ فرهنگی اجتماعی در ایران توجه نشان داده باشد. وقتی انقلابی شكل می‌گیرد، تنها جا به جایی قدرت رخ نمی‌دهد؛ بلكه شاهد تحول بزرگ فرهنگی هستیم. بسیاری از هنجارهایی كه در دوره پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ارزش بوده‌اند، پس از انقلاب تغییر پیدا كرده‌اند. نگرش و روش زندگی مردم بعد از انقلاب تغییر پیدا كرد و متاسفانه هیچ كدام از نویسندگان، نگاه روان‌شناختی و حتی جامعه‌شناختی یا فرهنگی به انقلاب نداشته‌اند و سعی نكردند انقلاب ایران و جوانب و حاشیه‌های آن را از جوانب فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بررسی كنند. نویسندگان انقلاب تنها به برخی حوادث ماجراجویانه بسنده كرده‌اند و نگاه تحلیلی نداشته‌اند و از بسیاری جهات، در داستان انقلاب دچار خلاء و فقدان بوده‌ایم.

نویسنده رمان «خورشید در آتش» با بیان اینكه هر رویداد بزرگی فلسفه و پیش‌زمینه دارد، عنوان كرد: پیروزی انقلاب اسلامی تحت تاثیر تفكرات بزرگ دینی و اجتماعی بوده است. این‌ها در بستر یك داستان قوام یافته نگاه نشده است. داستان دفاع مقدس هم همچون انقلاب، اغلب حادثه محور است و از جنبه های روان‌شناسی و جامعه شناسی بررسی نشده است.

وی گفت: دستگاه‌های دولتی نیز سیاست‌گذاری عمیقی در زمینه ادبیات انقلاب نداشته‌اند و اگر هم تلاش كرده‌اند جشنواره‌ای در حوزه داستان انقلاب یا ادبیات دفاع مقدس راه اندازی كنند، به شكل سطحی پیگیری شده است. البته من موافق برگزاری جشنواره‌ها هستم؛ چرا كه به هر صورت، تاثیر خود را بر نویسندگان می‌گذارد. اما كارشناسان و مدیران فرهنگی هم باید جلساتی داشته باشند و راهكارهایی ارائه دهند تا به آثار عمیق تری در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی برسیم. اگر در این سال‌ها حمایتی وجود داشته، مقطعی بوده و تنها در حوزه تولید اثر بوده است.

این نویسنده با بیان اینكه ادبیات انقلاب اسلامی تحت تاثیر ادبیات دفاع مقدس قرار گرفت، افزود: زمانی كه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، نویسندگان و ادبا توجه ویژه ای به این واقعه داشتند؛ اما شروع جنگ با توجه به حساسیت هایش، می طلبید كه نویسندگان وارد این حوزه شوند. طولانی بودن جنگ نیز مسئله ای بود كه باعث شد به تدریج ادبیات انقلاب اسلامی را فراموش كنیم.

این پژوهشگر ادبی تصریح كرد: برخی معتقدند كه ادبیات دفاع مقدس، ادامه ادبیات انقلاب است، در حالی كه من مخالف ادغام این دو زمینه ادبی با یكدیگر هستم. ادبیات انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی دو موضوع جداگانه هستند و به هر كدام باید در جای خود پرداخته شود. نمی‌توان این دو گونه ادبی را به شكل واحد در نظر بگیریم.

پارسی‌نژاد با تاكید بر اینكه نویسندگان صاحب تفكر در حوزه های تخصصی نداریم، اظهار كرد: نویسندگان كشورمان به شكل عمیق، مباحث فلسفی، جامعه شناسی، روان‌شناسی و حتی تاریخ را مطالعه نكرده‌اند. وقتی به علوم انسانی اشراف نداشته باشیم، در داستان هایمان هم نمی‌توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم و به همین دلیل، در نهایت به بیان حوادث می‌پردازیم. غلامحسین ابراهیمی دینانی بارها اشاره كرده است كه باید نویسندگان فلسفی داشته باشم. امثال ایشان كه فیلسوف هستند، باید به داستان‌نویسی روی بیاورد و یا اینكه داستان نویس ما به مباحث فلسفی اشراف پیدا كند. متاسفانه در هر دو حوزه فقدان وجود دارد.

به گفته پارسی‌نژاد، در غرب، اندیشمندان و نویسندگان معتقدند كه حداقل 15 سال بعد از وقوع یك رویداد بزرگ، می‌توان آن را بررسی و در ادبیات مطرح كرد و بر همین اساس می‌توان گفت كه امروز، زمان مناسبی برای نگارش داستان انقلاب اسلامی است.

وی با بیان اینكه برای نگارش داستان انقلاب اسلامی باید مخاطبان را در نظر گرفت، گفت: برخی از مخاطبان ادبیات، در خلال انقلاب بوده‌اند و تجربه داشته‌اند؛ اما باز هم سوالاتی از انقلاب اسلامی دارند. نسل جوان نیز اطلاعات بسیار اندكی از انقلاب اسلامی دارد و حتی گاهی تحت تاثیر تبلیغات رژیم سابق و دشمنان نظام قرار می‌گیرد. نویسندگان انقلاب اسلامی در چنین شرایطی باید مخاطب جوان امروز را پیدا كنند و ببینند سوالات آن‌ها چیست و نویسنده تلاش كند به سوالات آن‌ها پاسخ دهد. اگر مخاطب داستانی از انقلاب اسلامی می‌خواند، باید به سوالاتش پاسخ داده شود.

این نویسنده افزود: در اینجا اگر نویسندگان ما بخواهند شعاری و كلیشه‌ای برخورد كنند، نمی‌توانند مخاطب را جذب كنند. برای جذب مخاطب باید نیاز جامعه امروز و دغدغه‌هایش را پیدا كنیم و سعی كنیم بر اساس آن اسكلت بندی داستان را شكل دهیم.

http://hhnews.ir/fa/news/29389